المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

506

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

تيرها را به شترها تكيه مىدادند . آنها را قسمت قسمت مىنمودند . بعد جمع مىكردند و سپس تيرها را خارج مىكردند و آنها را به فردى مىدادند و قيمت شترها را بر كسانى قرار مىدادند كه چيزى به نفع آنها ، خارج نشده باشد و اين بازى ، نوعى قمار بود » . « 1 » گفتار زمخشرى : او گفته است : آنها اجزاء را ده يا 28 جزء قرار مىدادند و چيزى براى « غفل » قرار نمىدادند و اگر براى كسى سهمى از فرورفته‌ها برمىآمد ، آنچه را كه در قدح نام‌گذارى شده بود ، به او مىرسيد و نوعا اين پول را به فقرا مىپرداختند و چيزى از آن نمىخوردند و به اين امر افتخار مىكردند و كسانى كه با آنان در اين بازى شركت نمىجستند ، مذمّت مىكردند و آن را « برم » مىناميدند و برخى از فضلاء اسامى قداح را در چند بيت آورده است قرآن عبارت از اين شعر است : هى خذّ و توأم و رقيب * ثمّ حلس و نافس و مسبّل و المعلّى و الوغد ثم سفيح * و منيح و ذى الثلاثه تهمل و لكلّ ممّا عداها نصيب * مثله ان تعّد اوّل ، اوّل حال كه با انواع ازلام آشنا شديد ، « 2 » بدانيد كه خداوند متعال بازى با اين نوع انصاب و ازلام را حرام نموده است . يا به علّت كهانت بودن و دلبستگى به آن ، آن‌چنان كه در تفسير اوّل بود كه نقل شده است كه مسافر به هنگام سفر ، بين زنان و همسران خود قرعه مىانداخت كه كدام يك را همراه خود ببرد ، در زمرهء اين نوع انصاب و ازلام نمىباشد ، زيرا رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) اين نوع را با اذن خداوند اخذ كرده است . قرعه چيست ؟ پس « قرعه » كاشف از علم خداست ، همچنان كه متداول است از استخاره با رقاع و ريگ و تسبيح و آنچه فقها در امور مشكل « قرعه » را به كار مىگيرند كه در روايت

--> ( 1 ) . مستدرك الوسائل ، ج 13 ، ص 226 ، شمارهء 15205 و ج 16 ، ص 143 ، شمارهء حديث 19413 . ( 2 ) . به اعتقاد مترجم ، هر طايفه و قبيله براى خود نوعى ازلام داشته است و اين بازى در بين تمام قبائل ، يك نوع نبوده است . از اينرو تفاسير متعدّدى از ازلام به يادگار مانده است .